مكتبة الولايةWilayat TV

یادداشت

Yaddasht

نویسنده: یادداشت

Yaddasht

کتابخانه شیعهالمجلاتموسسه ولیعصریک جلدرایگانPDF

درباره کتاب

کتاب «یادداشت» اثر یادداشت، در موضوع موسسه ولیعصر. این کتاب از کتاب‌های شیعه و اسلامی است و در کتابخانه دیجیتال مكتبة الولاية (Wilayat TV) به‌صورت رایگان در دسترس است: مطالعه آنلاین، جستجو در متن کامل کتاب، ذخیره صفحات به صورت PDF و ترجمه به اردو و انگلیسی.

كتاب «يادداشت» — يادداشت — اقرأه مجاناً في مكتبة الولاية.

«یادداشت» — یادداشت — یہ کتاب مكتبة الولاية میں مفت آن لائن پڑھیں۔

Read “Yaddasht” by Yaddasht free online at مكتبة الولاية (Wilayat TV).

نام کتاب به زبان‌های دیگر

العربيةيادداشت
اردویادداشت
فارسییادداشت
EnglishYaddasht
نویسندهيادداشتیادداشتYaddasht

شناسنامه کتاب

اسم الكتابيادداشت
المؤلفيادداشت
کد مطلب١٠٣٢٤ تاریخ انتشار: ١١ آبان ١٣٩٥ - ٢٣:٣٠ تعداد بازدید: 1739 يادداشت » عمومي دروازه ساعات كجاست؟+عکس
گفتممن سهل ساعدی از صحابه‌ی جدّت هستم، اگر فرمانی داری ببرم. فرمود: بگو این سر بریده را دورتر از ما حمل کنند تا مردم به تماشای آن بپردازند و کمتر حرم رسول خدا را نظر کنند. رفتم به کسی که سر نزد او بود گفتم: این چهل دینار زر سرخ را از من بگیر و این سر بریده را از اهل بیت فاصله بده.
يزيد گفتسرهايى را شكافتيم كه عزيز بودند، و آنها آزار دهنده‏تر و ستمكارتر بودند.»
يزيد بر سينه او كوبيد و گفتخاموش باش!(4)
و اما اين كه گفتمن بهتر از يزيدم، پس شايد او اين آيه را تلاوت نكرده است: «قل اللهم مالك الملك)!(7)و(8)
يزيد به فرزند خود خالد گفتپاسخ او را بده! ولى خالد ندانست چه جوابى گويد! يزيد به او گفت: بگو «ما اصابكم من مصيبة فبما كسبت ايديكم و يغفو عن كثير»(10)و(11)
ابن شهر آشوب گفته استپس از آن على بن الحسين(عليهما‏السلام) فرمود: اى پسر معاويه و هند و صخر! نبوت و پيشوايى هميشه در اختيار پدران و نياكان من بوده پيش از آن كه تو زاده شوى! به راستى كه در جنگ بدر و احد و احزاب، پرچم رسول خدا در دست جدّم على بن ابيطالب، و پرچم كافران در دست پدر و جد تو بود!
حضرت زينب(عليهاالسلام) فرمودوالله! هرگز خداوند چنين قدرت و سلطه‏اى به تو نداده است، مگر اين كه از اسلام روى گردانى و به دين ديگرى در آيى!
يزيد از خشم برافروخت و گفتبا من چنين سخن مى‏گويى؟! پدر و برادر تو از دين بيرون رفتند!!
زينب فرمودتو و پدر و جدت دين خدا و دين پدر و برادرم را پذيرفتند، اگر مسلمان باشى!
يزيد گفتاى دشمن خدا! دروغ مى‏گويى!
زينب گفتتو به ظاهر اميرى و ظالمانه ناسزا مى‏دهى و با قدرت و سلطه‏اى كه اكنون دارى زور مى‏گويى!
و در روايت ديگر آمده استمرد شامى پرسيد: مگر اين دختر كيست؟!
يزيد گفتاو فاطمه دختر حسين، و آن زن زينب دختر على بن ابيطالب است. مرد شامى گفت: حسين پسر فاطمه و على؟!
يزيد گفتآرى!
مرد شامى گفتاى يزيد! خدا تو را لعنت كند كه خاندان پيامبر را مى‏كشى و فرزندان او را اسير مى‏كنى! به خدا سوگند من گمان مى‏كردم اينان رومي هستند.
يزيد به مرد شامى گفتبه خدا سوگند تو را نيز به آنها ملحق خواهم كرد! و دستور داد تا گردنش را بزنند.(14)
سكينه(عليهاالسلام) مى‏فرمايدبه خدا سوگند من از يزيد كافرتر، ستمكارتر و سنگدل‌تر نديده‏ام!(20)
7- سوره آل عمران26.
9- سوره حديد22.
10- سوره شورى30.
عدد المجلدات1

مرور صفحات کتاب

از موسسه ولیعصر

همه کتاب‌های موسسه ولیعصر ←